تجلی پارادوکسهاي فتنه سبز در 13 آبان
آنروز که موسوي در فرداي انتخابات فرمان آشوبها را صادر نمود و اعلام کرد که تسليم راي ملت نخواهد شد و تا ابطال انتخابات پيش خواهد رفت, وارد بازي خطرناکي شد که معلوم بود نخواهد توانست آن را مهار نمايد. موسوي کوچکتر و ناتوانتر از آن بود که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوحتر از آن که بدنه فتنهگران وي را جدي گرفته و گوش به حرفش باشند و خاتمي عافيتطلبتر از آن که ياراي ايستادگي در معرکههاي سخت را داشته باشد. بدين سان بود که طيفهاي مختلفي از ضدانقلاب و دستگاههاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند!
اين نفوذ نه تنها مديريت و راس فتنه سبز را دچار بحران ساخت, بلکه از سويي ديگر ايدئولوژي اين اقدام را نيز با معضل مواجه ساخت، بطوري که ميتوان ادعا نمود امروز فتنه سبز در کنار نداشتن رهبري واحد و شايسته, از فقدان ايدئولوژياي منسجم و فارغ از پارادوکس نيز رنج ميبرد، مساله اي که به شدت موجب ريزش روز به روز اندک هواداران باقي مانده اين جريان شده است. عدم حضور هواداران فتنه سبز در مراسم 13 آبان (بعد از هفتهها تبليغات گسترده) به نحوي که جمع سبزها را در اين مراسم تا گروههاي 30، 40 نفري کاهش داده بود, از وجود رفتارها و گفتارهاي متعارض و پارادوکسيکال در اين جريان حکايت دارد و گذر زمان نيز بر اختلافات ايجاد شده خواهد افزود...
* * *
موضعگيريهاي رنگارنگ تئوريسينهاي فتنه سبز درباره مساله تسخير لانه جاسوسي و روز مبارزه با استکبار جهاني را ميتوان نقطه اوج آشکار شدن اين اختلاف نظرهاي 180 درجهاي دانست که از حمايت از انقلاب دوم تا نفي آن در حال نوسان داشت.
در حالي که ميردامادي, عضو زنداني حزب مشارکت و از حاضرين در لانه جاسوسي در نامه اي اعلام داشته که از تسخير لانه جاسوسي پشيمان نيست, و صانعي در بيانيه اش از جنايات امريکا و انزجار از آن مينويسد, از آن سو شيخ ساده لوح مطرود امام (منتظري) در جواب سوالي در مورد تسخير لانه جاسوسي اعلام ميدارد: " با آن عوارض منفي و حساسيت شديدي که بين مردم آمريکا به وجود آورد که هنوز آثار آن باقي است، معلوم شد که کار درستي نبوده"!...
* * *
فتنه سبز از تعارضات دروني همچون رهبري متفرق و ايدوئولوژي پارادوکسيکال به شدت رنج مي برد و راهي براي رهايي از آن وجود ندارد، چرا که اين تعارضات, ذاتي اين جريان بوده و با برون رفت از آن، ديگر فتنه سبزي باقي نخواهد بود. از ديگر سويي تداوم اين وضعيت نيز انتهايي جز زوال را براي فتنه گران به همراه نخواهد داشت.
ادامه مطلب
بزرگداشت 13 آبان، نماد استحاله دفتر تحکيم وحدت
قريب به سه دهه از اقدام انقلابي دانشجويان مسلمان در تسخير سفارتخانه آمريكا در تهران - كه معلوم گرديد مركز جاسوسي آن كشور در ايران بوده است - ميگذرد...
* * *
اختلاف نظر دفتر تحکيم با شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در چگونگي برگزاري مراسم بزرگداشت روز 13 آبان، در سال 1370، که ريشه آن در اختلافات جناحهاي سياسي کشور در اين ايام داشت، موجب گرديد که در آن سال دفتر تحکيم وحدت از مراسم راهپيمايي عمومي روز 13 آبان که متولي برگزاري آن شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي بود جدا گرديده و مراسم جداگانه اي را در روزي ديگر برگزار نمايد.
* * *
مراسم سالهاي ابتدايي دهه 70 دفتر تحكيم وحدت با سخنراني اعضاي مجمع روحانيون مبارز چون آقايان محتشمي، هادي خامنهاي، کروبي، و ... توسط دفتر تحکيم برگزار شد. ادعاهاي تحکيم مبني بر پيشگامي در مبارزه با امريکا و متهم نمودن ديگر جريانات سياسي و تشکلهاي دانشجويي به "گرايش به امريکا"، از دفتر تحکيم تافته جدا بافتهاي ساخته بود که کسي را ياراي رقابت با آن در اعلام مواضع ضد استکباري نبود!
* * *
با مرور زمان سايه استحاله و دگرديسي و نفوذ جريانهاي ليبرال بر اين تشکل دانشجويي سايه افکند و با گذر چيزي قريب به 4 سال، گفتمان حاکم بر اين تشکل تغيير نمود، به نحوي که نشانههاي تغيير هويت و استحاله خود را در مراسم بزرگداشت 13 آبان نشان داد..
* * *
سياسي راد، عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت و يکي از ليدران پروسه دگرديسي تحکيم درباره وضعيت امروز تحکيم ميگويد: «امروز هيچ دانشجويي تصورش از دفتر تحكيم وحدت فاتحان لانه جاسوسي نيست و بسياري از فاتحان لانه جاسوسي نيز امروز موافق آن حركت خود نيستند.
ادامه مطلب
ايجاد بلوا و عذرخواهي از اوباما در 13 آبان
هر روز که ميگذرد، زواياي جديدي از انحرافات فکري سران فتنه سبز براي ملت آشکار ميگردد. آنروز که دانشجويان پيرو خط امام از ديوارهاي جاسوسخانه آمريکا در خيابان طالقاني تهران بالا رفتند تا اوج نفرت و انزجار ملت ايران را نسبت به اقدامات متجاوزانه شيطان بزرگ آمريکا به همه جهانيان نشان دهند، گمان نميکردند که در حدود سه دهه بعد کساني که خود را به عنوان ميراثدار آن حرکت بزرگ جا زدهاند، ادعا نمايند که "روز 13 آبان را بايد به عنوان روز دوستي ملتهاي ايران و آمريکا اعلام نمائيم"!...
* * *
محسن مخملباف که در انتخابات با صراحت از موسوي حمايت کرد و اين روزها در کنار محسن سازگارا تلاش خستگي ناپذيري!؟ را براي نجات جسم نيمه جان فتنه سبز از مرگ و زوال آغاز کرده است، در اين نامه خطاب به اوباما مينويسد: «از سويي درک ميکنيم که حمله به سفارت امريکا و گروگانگيري کارمندان آن از سوي جوانان انقلابي ما ملت شما را عميقا رنجانده است و فراموش کردن آن براي شما بسيار دشوار است، به سهم خود از شما عذر ميخواهيم و اميدواريم که ما را ببخشيد.»!...
* * *
فتنه سبز که امروز دچار نوعي سردرگمي شده و سران آن ناتوان از ادامه راه، برنامه مشخصي براي حفظ هواداران ندارند، تلاش دارند تا با استفاده ابزاري از مناسبتهاي ملي، به نحوي حداقل هواداران باقي مانده را نيز حفظ نمايند. آنها اين بار نيز قصد دارند تا با تکيه بر گزاره "من اغتشاش ميکنم، پس هستم!" در صفوف ملت انقلابي شکاف ايجاد نمايند، غافل از اينکه تجربه ناموفق حضور ناچيز سبزپوشان در روز قدس، و عدم استقبال مردم از خلق جشن تولدهاي ساختگي براي موسوي و کروبي و خاتمي در مهرماه، خبر از ابتر ماندن اين سناريو براي روز 13 آبان ميدهد...
ادامه مطلب
نماد جهل و جسارت در فتنه سبز
يکي از ابزارهاي سوء استفاده جريانهاي فتنه گر و انحرافي، بهره برداري از چهره هاي ساده لوحي است که "جهل" و "جسارت" آنها به خوبي مي تواند تامين کننده منافع فتنه گران باشد. اگر اين ساده لوحان اتفاقا سابقه مثبت و وجاهتي نيز در جامعه داشته باشند، همه چيز براي بهره برداري تکميل خواهد شد. داستان تلخ و غم انگيز سوء استفاده از "منتظري" توسط باند مافيايي "مهدي هاشمي معدوم"، نمونه اي از اين سناريوست که ضربه غيرقابل جبراني را به بدنه نظام وارد نمود و سرانجام با عزل "شيخ ساده لوح" به پايان رسيد.
گويا اعتبار اين سناريو در تاريخ انقلاب اسلامي هنوز به پايان نرسيده است و اين بار "مهدي کروبي" قصد دارد تا نقش شيخ ساده لوح کودتاي سبز را بازي نمايد. و متاسفانه حوادث اتفاق افتاده پس از انتخابات 22 خرداد، نشان داد که کروبي مشخصات و ويژگي هاي لازم را براي حضور در اين نقش دارد!
* * *
آخرين اقدام وي که گام را از دايره جسارت فراتر نهاده و به وادي "اهانت" به ساحت مقدس مرجعيت عظام شيعه کشانده شده است، انتشار نامه وهن آلود و توهين آميزي است که به محضر آيت الله العظمي نوري همداني نوشته شده و مملو از عبارات و ادعاهاي توهين آميز و دروغيني است که توسط جريان پشت پرده فتنه سبز طراحي و با امضا کروبي منتشر گرديده است. وي در اين نامه در اقدامي، تلاش دارد تا جايگاه مرجعيت را در طول تاريخ شيعه به مرجع عاليقدر آيت الله العظمي نوري همداني بشناساند! و چگونه اعلام مواضع سياسي را به معظم له گوشزد نمايد!؟ غافل از اينکه در مسير خطرناکي گام نهاده که به از دست دادن آخرين مقدار از مشروعيت وي در نزد مردم مسلمان و علاقه مند به مرجعيت ختم خواهد شد.
* * *
کروبي بايد فارغ از فضاي کاذب و وهم آلود ايجاد شده توسط ستاد تبليغاتي کودتاگران، بيش از پيش در مورد شان و اعتبار خود در جامعه تحقيق نمايد و بداند که کوچکتر و کم اعتبار تر از آن است که بخواهد در جايگاه "زعيم و بزرگ قوم" قرار گرفته و راه و رسم مرجعيت را به عالم بصيرت و وارسته اي چون آيت الله العظمي نوري همداني بياموزد...
ادامه مطلب
سکوت معنادار مدعيان خط امام
حوادث پس از حماسه بزرگ 22 خرداد، فرصتي بود تا برخي چهره ها و جريانهاي مدعي انقلابي گري حقيقت، نفاقگونه خود را براي افکار عمومي برملا سازند. از جمله اين گروهها و جريانهاي سياسي ميتوان به گروههاي مدعي خط امام اشاره نمود که عمکرد مردودي را در کارنامه سياسي خود ثبت نمودند...

آخرين نمونه از توهينهاي آشکار به زعيم بزرگ انقلاب اسلامي، اظهارات و دست نوشتههاي فاسق و "زن بارهاي" چون عطاالله مهاجراني است که مدتهاست در پناه بيگانگان آرامش يافته و در جبهه منافقين و ضدانقلاب قرار گرفته است. مهاجراني که تمام حيثيت و اعتبار نيم بند خود را نيز به يمن اتصال به انقلاب اسلامي و حضرت امام(ره) دارد، امروز "حيا را خورده و آبرو را قي کرده است" و با سوء استفاده از آب گل آلود ايجاد شده توسط فتنهگران سبزپوش، بر عليه حضرت امام(ره) مقاله مينويسد.
وي در آخرين نوشتاري که در وبلاگش منتشر يافته و مورد استقبال گروهکهاي ضدانقلاب و رسانههاي صهيونيستي قرار گرفته، از اعدام جمعي از سران گروهک منافقين با عنوان "جوان کشي کم نظير تاريخي" ياد کرده و با تمجيد از منتظري، اعتراض وي به اين اعدامها را علت برکناري منتظري از قائم مقامي رهبري اعلام ميدارد.
* * *
تحريف صريح حقايق تاريخي و اعتراض به اين تصميم مسئولين نظام اسلامي در مواجه با معاندين و محاربين با نظام، در حالي صورت ميگيرد که در آن زمان رهبري انقلاب اسلامي با حضرت امام(ره) بوده و موسوي در جايگاه نخست وزيري بر قوه مجريه و وزارت اطلاعات اشراف دارد و از سوي ديگر آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان رياست قوه مقننه رکن ديگر نظام را مديريت ميکند و آيت الله موسوي اردبيلي نيز در جايگاه رئيس ديوانعالي كشور و آقاي موسوي خوئيني ها بر کرسي دادستان کل کشور تکيه زده است...
* * *
اما آنچه در اين ميان قابل توجه است، سکوت معنادار مدعيان خط امامي است، که از سويي ديگر همه هم خود را براي حمله به جريان اصولگرا قرار دادهاند. محمدعلي انصاري مسئول موسسه حفظ و نشر آثار حضرت امام(ره) که کمترين زاويه اي را به زعم خود در گفتار و رفتار اصولگرايان با خط امام تاب نميآورد چگونه است که در برابر اراجيف مهاجراني و ديگر هم پياله هاي وي در فتنه سبز -که صراحتا امام بزرگوار را به استبداد و جنايت متهم ميسازند - سکوت کرده است؟! چرا امروز موسوي و کروبي که خط امام را دستمايه سوء استفاده سياسي اين روزهاي خود قرار دادهاند در برابر اين ادعاها آرام گرفتهاند؟!...
ادامه مطلب
چترها را بايد بست، زير باران بايد رفت!...

بعد از حماسه بزرگ 22 خرداد, آنگاه که فتنه گران حاضر به فرود آوردن سر تعظيم در برابر حضور 40 ميليوني ملت نشدند، سناريوي فتنه سبز کليد خورد. اين جريان فتنهگر با نيرنگ و فريب همه آرمانها و باورهاي مردم ايران اسلامي را به بازي گرفته و در اين بين تنها راي 5/24 ميليوني ملت به رئيس جمهور منتخب نبود که مورد هجمه واقع شد، بلکه بخشي از هوادران 13 ميليوني موسوي نيز به بازي فريب کشانده شدند...
* * *
در راس همه اين امور رکن کليدي نظام سياسي اسلام و انقلاب اسلامي يعني جايگاه رهبري و ولايت مطلقه فقيه بود که مورد حمله همه جانبه قرار گرفت و تمامي رسانههاي فتنهگران به همراه دستگاه رسانهاي - تبليغي صهيونيسم بينالملل از جملهB.B.C و VOA با تمام توان براي تحقق و اجراي اين سناريو بسيج گرديدند...
* * *
اما شايد کودتاگران و ايادي داخلي و خارجي آنها در خواب نيز نميديدند که حضور ولي فقيه زمان در جمع ولايتمداران خطه شمال و در شهر کوچک چالوس اينچنين باشکوه و تاريخي باشد! در حالي که شرايط آب و هوايي اين شهر سر سبزشمال کشور به شدت باراني بود، هزاران تن از مردم غيور اين منطقه ساعتها زير باران ماندند تا به همه دشمنان ولايت و بدخواهان ايران زمين به اثبات رسانند که پيوند مردم و رهبر و امام شان ريشه در پيشينه 1400 ساله گرايش ايرانيان به اسلام راستين و تشيع سبز دارد و براي ديدار محبوب دلها، "چترها را بايد بست و زير باران بايد رفت!..."
ادامه مطلب



