تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام
به بهانه مرگ منتظری که خون بر دل حضرت روح الله(ره) کرد
.jpg)
نامه عزل منتظری از قائم مقامی رهبری در سال ۱۳۶۸ - دو ماه قبل از ارتحال حضرت امام(ره)
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
جناب آقاي منتظري
با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمهاي برايتان مينويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشتهايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم ميدانم؛ خدا را در نظر ميگيرم و مسائلي را گوشزد ميكنم.
از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين ميسپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست دادهايد.
شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم. مثلًا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد.
در مسئله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر ميدانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام ميداديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثلِ قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامي آنها را ندارم.
شما از اين پس وكيل من نميباشيد و به طلابي كه پول براي شما ميآورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد اللَّه از اين پس شما مسئله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود ميدانيد- كه مسلماً منافقين صلاح نميدانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي ميشويد كه آخرتتان را خرابتر ميكند- با دلي شكسته و سينهاي گداخته از آتش بيمهريها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت ميكنم ديگر خود دانيد:
1- سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرالها نريزد.
2- از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك ميشويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.
3- ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.
4- نامهها و سخنرانيهاي منافقين كه به وسيله شما از رسانههاي گروهي به مردم ميرسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحي له الفداء- و خونهاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.
و اللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده لوح ميدانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيلكرده كه مفيد براي حوزههاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگري دارم و ميدانيد كه از تكليف خود سرپيچي نميكنم.
و اللَّه قسم، من با نخستوزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي ميدانستم. و اللَّه قسم، من رأي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.
سخني از سرِ درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشمپوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بستهام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنميدارم. من كار به تاريخ و آنچه اتفاق ميافتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بستهام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تأثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش ميكنند نگردند.
از خدا ميخواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست.
والسلام. يكشنبه 6/ 1/ 68 - روح اللَّه الموسوي الخميني
(صحيفه امام، ج21، صص 330 – 332)
غيبت سران فتنه در "تجديد بيعت ملت و امام"
اقدام توهينآميز هوادارن فتنه سبز و پاره کردن تمثال مبارک بنيانگذار جمهوري اسلامي در حالي در روز 16 آذر صورت گرفت که پيش از آن آرمانهاي حضرت امام(ره)، بارها در قول و عمل سران فتنه سبز مورد هتک قرار گرفته بود...
* * *
در حالي که در هواي سرد و باراني آخرين جمعه پاييزي، ميليونها عاشق امام - که به احترام سيدشهيدان(ع) و شاگرد خلفش خميني کبير(ره) پيراهن عزا بر تن داشتند - در سراسر کشور به خيابانها آمدند تا عمق نفرت و انزجار خود را نسبت به هتاکان به امام(ره) نشان دهند, بار ديگر اين فتنه گران سبزپوش بودند که حاضر به همراهي با ملت نشدند...
* * *
سران داخلي فتنه همچون مجمع روحانيون مبارز و موسوي و کروبي نيز که امروز منفعلانه تبعيت از سران خارج نشين را پذيرفته اند و از آنسو خط ميگيرند, اعلام کردند که در روز جمعه در ميان آحاد ميليوني ملت نخواهند بود. اين جريان با بهانه تراشي خواستار برگزاري راهپيمايي مستقل در روز ديگري شدند!...
اما سوال اساسي اينکه براستي اگر تجديد پيمان با آرمانهاي حضرت امام(ره) نيز نتواند همه جريانهاي سياسي کشور را به وحدت برساند, پس چه چيزي موجب وحدت و همگرايي ملت خواهد شد؟! تفرقه افکنان آيا به اين مساله انديشيده اند، تداوم اين حرکت - که عدم همراهي اين جريان با آحاد ملت است - اين نظريه را در اذهان عمومي تقويت خواهد کرد که فتنه گران به هيچ وجه قصد بازگشت آرامش به جامعه را ندارند!؟ و بلافاصله اين نتيجه منطقي متبادر خواهد شد که دستگيري سران فتنه تنها راه باقي مانده براي بازگشت امنيت و آرامش به کشور است؟...
* * *
بنظر ميرسد اين جريان اصرار به تبديل بازي "برد - برد" به بازي "برد - باخت" دارد و در حالي که حضور در مراسم ميليوني بيعت با امام ميتوانست به برد همه جريانهاي سياسي داخل نظام تبديل شود, اين جريان همچنان علاقهمند است تا خود را رودرروي نظام قرار داده و همراه با معاندين و ضدانقلابيون در قالب بازي پرهزينه "برد - باخت" در برابر نظام صفآرائي کند، دوئلي که از پيش نتيجه آن معلوم بوده و مرگ فتنه سبز را به همراه خواهد داشت. تجربهاي تلخ!؟ که گروهک منافقين و نهضت آزادي و ... (که اين روزها رابطه خوبي با سران فتنه دارند) به خوبي به ابعاد آن واقفند!
ادامه مطلب
«گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز!»
گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند
مرد تدبیر و عمل "سیدعلی" هست هنوز!
گرچه آن روح خدا نیست کنون در بر ما
خلف صالح او خامنه ای هست هنوز!

تقديم به رهبر بزرگ انقلاب اسلامی و علی زمان
که در برابر اصحاب جمل و خوارج زمان و قاسطین عدالت
استوار ایستاده اند.
بزرگ مرد تاريخ ما که در سایه "حجاب معاصرت"
حتی در میان یاران نیز "گمنام" مانده اند.
ما همگي مجيديم!
اندر احوالات اسطوره جنبش سبز دانشجویی!؟

بعد از افتضاح ليدر دانشجويان سبزپوش و "اسطوره مقاومت جنبش دانشجويي"!؟ و فرار با لباس زنانه از دانشگاه، گام جديدي براي شستن اين لکه ننگ از پيشاني سبزپوشان آغاز شده است.
در اين حرکت جديد سبزپوشان فتنهگر قرار است در حمايت از "مجيد توکلي" همگي لباس زنانه پوشيده و روسري بر سر نمايند و عکسهاي خود را در وبلاگها و سايتهايشان منتشر کنند تا بيش از پيش ماهيت هواداران سرسبز آقاي موسوي و کروبي را برملا سازند.
همچنين کمپيني با عنوان کمپين "مردان باحجاب" براي آزادي مجيد توکلي ، آغاز به کار کرده است که همه "علاقمندان تغيير جنسيت" ميتوانند در آن عضو شوند!؟
هرچند پيش از اين در بين سبزپوشان پوشيدن لباس مردانه توسط زنان مرسوم بوده!، اما حضور مردان سبزپوش با آرايش و لباس زنانه، آخرين اقدام قابل توجه! اين جريان در تعريف هويت فتنه سبز مي باشد.
البته ناگفته نماند اين "اقدام سياسي - انقلابي"!؟ سبزپوشان پيشينه تاريخي نيز داشته و پيش از اين ابوالحسن بني صدر نيز که خود را رئيس جمهور قاطبه ملت مي دانست! توانست با سربلندي و موفقيت(با آرايش کامل زنانه) از کشور بگريزد. همچنين با مروري بر تاريخ اسلام اقدام عمروعاص در خلع سلاح کردن اميرالمومنين(ع) در جنگ تاريخي صفين را نيز ميتوان از جمله اين "اقدامات نامتقارن" جنبش سبز دانست!!!
در این بین سران خارج نشين کودتاي مخملين که وضع را خيلي وخيم ديدهاند به سرعت وارد معرکه شده و در حمايت از دوجنسه جنبش سبز، دست به قلم بردهاند. به عنوان نمونه "حميد دباشي" از آمريکانشينان حامي موسوي در نوشته اي ضمن حمايت از توکلي ماهيت ضداسلامي خود را به خوبي آشکار ميکند و مينويسد:
«افتخار ميکنم که روسري مادر مرحومم را سر کردهام. همان روسري که در ايران به زور سر زنم کردند. همان روسري که اگر خواهران من در اروپا سر کردنش را انتخاب کنند، تحقير خواهند شد. و همان روسري که ابتذال عقبافتادهاي که الان بر ايران حکومت ميکند، فکر ميکند اگر آن را سر مجيد توکلي کند، تحقيرش کرده است - او امروز نزد ما عزيزتر و شريفتر از هر زمان ديگري است. ما، همه، مجيد توکلي هستيم - و ما مردان ايراني خيلي دير داريم اين کار را ميکنيم. اگر ۳۰ سال پيش اين کار را کرده بوديم، يعني زماني که روسري به آن دسته از خواهران ما که نميخواستند آن را بر سر کنند تحميل شد، شايد امروز در اين وضع نبوديم.»
بعد از گذشت چند روز از دستگيري "اسطوره جنبش سبز دانشجويي!" همه منتظرند تا در حمايت از وي، تصاوير زيباي عطاالله مهاجراني, دکتر سروش, محسن سازگارا, محسن کديور، علي افشاري، و دیگر سران سبزپوش داخلی و خارجی را در هيبت جديد زنانه ببيند!
نکته جالب آخر اينکه يکي از "مردان باحجاب" حامي موسوي در فيس بوک چنين نوشته است: «اگر کسي از ما را حتي لخت در کوچه ها بچرخانيد، ما نيز لخت ميشويم.»!
* * *
چه به جا و حکیمانه امام سجاد(ع) فرموده اند:
الحمدلله الذي جعل اعداءنا من الحمقا
خدا را شکر که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.
اون هم از نوع سبزش!؟
* * *
عکس استاد دانشگاه کلمبیا دکتر حمید دباشی از علاقمندان به موسوی و کروبی:

عکس افتخار آمیز نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست ابله حامی موسوی:

منتظر عکس عطاالله مهاجراني, دکتر سروش, محسن سازگارا, محسن کديور، علي افشاري، و دیگر سران سبزپوش داخلی و خارجی در هيبت جديد زنانه باشید!...
رمز آشوب در روز دانشجو
مروری بر حوادث 16 آذر و آخرين تلاش ناکام فتنه گران
از فرداي بازگشايي دانشگاهها, آنگاه که ايجاد آشوب و بلوا به بهانه سالروز تولد سران فتنه سبز (موسوي، کروبي و خاتمي) با آشکار شدن دروغ بودن سالروز تولد آنها در ماه مهر بي ثمر ماند, همه نگاههاي فتنه گران براي همراه سازي دانشگاه و جنبش دانشجويي به روز 13 آبان دوخته شده بود. اما علي رغم تبليغات فراوان, فتنه گران با چشماني متعجب شاهد ناتواني عناصر نفوذي اين جريان در ساماندهي حداقلي بخشي از بدنه دانشگاه در روز 13 آبان بودند. حضور باشکوه ملت در اين روز حداقل فرصت را براي عرض اندام اين جريان گرفت و جز جمع چند ده نفره اي متفرق در برخي خيابانهاي منتهي به ميدان هفت تير تهران که اتفاقا اغلب آنها هم دانشجو نبودند, روز 13 آبان به روز ياس فتنه سبز مبدل گرديد.
در چنين شرايط بغرنجي بود که تلاش همه جانبه سران داخلي و خارجي فتنه سبز براي ايجاد بلوا در دانشگاه در روز دانشجو در دستور کار کودتاگران قرار گرفت. مروري بر حجم تبليغاتي و ترفندهاي آنها ميتواند ميزان تلاش اين جريان براي به آشوب کشاندن دانشگاهها را براي مخاطبين ترسيم نمايد. فتنهاي که ميتوانست کالبد مغزمرگي شده فتنه سبز را براي مدتي ديگر زنده نگه دارد...
* * *
"دن کيشوت" فتنه سبز که همه را جز خود به دروغگويي متهم ميکند، خوب بود که بار ديگر رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي را مرور ميکرد تا معلوم گردد چه کسي به دانشجو و دانشگاه اعتماد کامل دارد. کسي که جنبش نرمافزاري و جنبش عدالتخواهي را بر محوريت جنبش دانشجويي بنا ميگذارد و آنان را افسران بزرگ انقلاب در برابر جنگ نرم دشمن معرفي ميکند، ميتواند به اين گزاره که "حرکتهاي دانشجويي جز غوغاي چند جوان پرسروصدا نيستند"!؟ معتقد باشد؟ بيشک اگر کسي صادقانه مدعي حمايت از جنبش دانشجويي در کشور باشد به اين مساله اعتراف خواهد کرد که رهبري همواره در صدر حاميان جنبش دانشجويي بوده است.
آقاي موسوي که خود سالهاي متمادي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي حاضر بوده و از مواضع رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ و دانشگاه اطلاع کامل دارند, نبايد اين چنين ناجوانمردانه و وقيحانه در مورد مسئولين نظام اسلامي نظر دهند. ملت فراموش نکرده است روزگاري را که برخي از حاميان امروز موسوي, آنگاه که بر مسند قدرت تکيه زده بودند، چنان فضاي تنگي براي دانشگاه ترسيم ميکردند که رهبري به صدا آمد و فرياد زد: «بنده دلم ميخواهد اين جوانان ما، شما دانشجويان؛ چه دختر، چه پسر و حتّي دانشآموزان مدارس، روي اين ريزترين پديدههاي سياسي دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. گيرم كه تحليلي هم بدهيد كه خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت كند آن دستهايي را كه تلاش كردهاند و ميكنند كه قشر جوان و دانشگاه ما را غير سياسي كنند... »(12/8/72)
اين در حالي بود که موسوي در آن روزگاران سکوت کامل اختيار کرده و عافيت طلبانه فعاليتهاي هنري! خود را دنبال ميکرد و به تازگي نيز حمايت خود را از آن دوران اعلام نموده است. حال چگونه است که وي سينه چاک دانشجو شده و خواستار به رسميت شمردن دانشجويان توسط مسئولين نظام اسلامي است! ...
* * *
پيگيري اغتشاشات در دانشگاهها که تا روز چهارشنبه(18 آذر) ادامه يافت، حکايت از آن است که در وراي متن به ظاهر روشنفکرانه اين بيانيه، ظرافتهاي امنيتي و پالسهاي توطئهگرانه نيز وجود دارد و نويسنده بيانيه تلاش دارد تا به بدنه دانشجوي فتنه سبز اين پيام را مخابره کند که براي سهم خواهي بيشتر اغتشاشات خود را تا 18 آذر در دانشگاهها ادامه دهند.
* * *
هر ساله دانشگاهها در روز دانشجو شاهد برگزاري تجمعات دانشجويي با گرايشهاي مختلف بوده و امسال نيز بنظر نميرسد فتنه گران سبز چيزي جز جوسازي و غوغاسالاري بر مراسم 16 آذر افزوده باشند. به عبارت ديگر تجمعات دانشجويي از لحاظ حجم و گستردگي تفاوت چنداني با مراسمهاي سالهاي گذشته نداشته است, بلکه تنها بر جنجال و بازتاب رسانهاي آن افزوده شده است...
ادامه مطلب



