ساده لوح يا مرد عمل

رکود در جريان فتنه و زوال تدريجي که گريبانگر اين جريان پر ادعا شده، سران فتنه را بر آن داشته تا با سوژه پروري، بهانهاي براي رونق بازار کسادشان فراهم آورند. در اين ميان شيخ فتنه که جسارت و حماقت را به خوبي با هم آميخته است، از هر فرصتي براي تکرار ادعاهاي خود استفاده ميکند و اعلام ميدارد که همچنان در جبهه ضديت با نظام اسلامي فعال است.
سالگرد تاسيس شوراي نگهبان بهانهاي بود تا کروبي با صدور نامهاي سرگشاده اين نهاد قانوني را به باد اتهام بگيرد و در سياههاي همان ادعاهايي را تکرار کند که ضدانقلاب مدتهاست مدعي آن هستند. البته تفاوت کروبي با آنها در اين است که ضدانقلاب به خوبي ميداند، مشکل اصلي جريانهاي مخالف و معاند انقلاب اسلامي نه رفتار شوراي نگهبان که اصل وجود چنين نهادي در قانون اساسي است و تا چنين مقامي در قانون اساسي جايگاهي مشخص و تعريف شده دارد، امکان رخنه و نفوذ در نظام اسلامي سخت خواهد شد. اما کروبي غافل از همه چيز ساده لوحانه عملکرد شوراي نگهبان را نشانه رفته است.
کروبي با اشاره به موارد ريز و درشت از رد صلاحيتهايي که به درست يا نادرست در انتخاباتهاي پيشين وجود داشته است، تلاش دارد تا ادعاي امروز خود مبني بر تقلب در انتخابات را ثابت نمايد. کروبي در حالي که هنوز از آن خواب تلخ خود در انتخابات دور نهم رياست جمهوري سخت پشيمان است، مدعي ميشود که شوراي نگهبان در دوره نهم رياست جمهوري "نهال تخلف و تقلب را در کشور نهادينه کرده است"!
اين اظهار نظر در حالي است که مخاطبين هوشيار به اين دو نکته به خوبي اشراف دارند که اولا در آن دوره برگزار کننده انتخابات وزارت کشور دولت دوم خرداد بوده و شوراي نگهبان تنها نظارت بر صحت انجام انتخابات را برعهده داشته و آراء اعلام شده توسط وزارت کشور آقاي خاتمي را تائيد کرده است. ثانيا نامزد اصلي مورد حمايت اصولگرايان که در ظاهر رقيب آقاي کروبي به حساب ميآمد آقاي قاليباف بود که در آن دوره به عنوان نفر چهارم معرفي گرديد و آقاي احمدي نژاد که به عنوان نفر دوم به دور دوم انتخابات رفت، گزينهاي بود که از حمايت رسمي احزاب رقيب برخوردار نبود.
آقاي کروبي که به شدت در آن دوره از حمايت همپيمانانش از معين و هاشمي زخم خورده و گلايه مند است، نبايد با فرافکني علت شکست خود را شوراي نگهبان دانسته و اين نهاد قانوني را متهم نمايد. مشکل آقاي کروبي ساده لوحي ايشان است و به همين خاطر است که عناصر معلوم الحالي چون کرباسچي آنگاه که به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي وي معرفي و فعاليت ميکنند، در آخرين لحظه و در هنگام راي گيري بطور آشکار راي خود را به نام موسوي به صندوق ميريزند! البته مرد اين رفتار ساده لوحانه را تشخيص ميدهند و به همين خاطر است که کروبي در 22 خرداد در جايگاه آخر قرار ميگيرد. اما کروبي گويا قصد عبرت آموزي ندارد!
بررسي رفتار عجيب و غريب کروبي در انتخابات اين دوره و دوره پيشين رياست جمهوري، به خوبي علت حمايت عجيب فردي چون عبدالکريم سروش را از وي نشان ميدهد. آقاي سروش درباره علت حمايت خود از کروبي گفته بود: «بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد!» به واقع بايد گفت منظور صحيح تر سروش آن است که "بايد کسي بيايد که ساده لوح باشد"! تا بتوان از وي به خوبي سوء استفاده کرد. کروبي از آنجا که خود حرفي براي گفتن ندارد به خوبي قابل اداره شدن است و از آنجا که از جسارت ذاتي نيز برخوردار است! ميتواند در جهت تخريب نهادهاي قانوني و مخدوش کردن چهره نظام اسلامي به خوبي مورد استفاده قرار گيرد.

