مقالات سیاسی - آقاي مطهري! سنجيده تر سخن بگوييد!
آقاي مطهري! سنجيده تر سخن بگوييد!

اين اظهارات بلافاصله مورد توجه تمامي سايتهاي ضدانقلاب از کلمه و جرس تا راديو زمانه قرارگرفت و چنين برجسته شد: "علي مطهري: مجلس به شاخه دفتر رهبري تبديل شده است"
آقاي مطهري طبق کدام مستندات مدعي هستند که چنين نسبتي بين دفتر رهبري با نهادهاي قانوني کشور وجود دارد؟ کدام يک از نمايندگان مجلس چنين رابطه اي را با دفتر رهبري دارند که براي هر تصميم گيري کوچکي بدانجا رجوع ميکنند؟ آيا در صورت وجود نمونه هايي ميتوان مجلس را چنين متهم کرد که به شاخه اي از دفتر رهبري تبديل شده است!؟ اين سخنان توهين صريح و آشکار به مردمي ترين نهاد تصميم گيري کشور است! و گوينده آن بايد از ملت و نمايندگان ايشان عذرخواهي کند!
* * *
توجه به اين مساله که مجلس اصولگراي هشتم علي رغم همه کمي ها و کاستي ها، تلاش کرده تا منويات رهبرمعظم انقلاب اسلامي را در مدنظر داشته و براي قانونمند شدن آنها گام بردارد، جزو مواردي است که بايد به عنوان يکي از افتخارات اين دوره از مجلس ثبت نمود. اما اين بدان معنا نيست که اين مجلس از استقلال لازم برخوردار نبوده و کسان ديگري براي آن تصميمگيري ميکند!
همه به خاطر داريم که همين ادعاي استقلال و خودرايي! در مجلس ششم بود که کار برخي از نمايندگان آن دوره را به ايستادگي در برابر حکم حکومتي رهبري کشاند! نمايندگاني که ژست روشنفکري گرفته و مدعي بودند با حريت کامل! و مستقل از هر گونه نفوذ مراکز قدرت حتي بيتوجه به رهنمودهاي رهبري عمل ميکنند! و در آخر سر از آخور بيگانگان در آوردند!
* * *
عجيب است که آقاي مطهري به اين مساله توجه ندارند که اين اظهارات توهيني صريح و آشکار به جايگاه رهبري نظام اسلامي است! به واقع مدعي وجود چنين رابطه باطلي، هر دو سوي اين رابطه را متهم کرده و مورد تخطئه قرار ميدهد! رابطه اي که در يک سوي آن به نحوي رهبري معظم انقلاب اسلامي قرار دارد!
آقاي مطهري! شما مطمئن باشيد اگر چنين رابطه اي بين مجلس و دفتر رهبري وجود داشت، اولين کسي که زبان به انتقاد ميگشود و مانع تداوم چنين رابطهاي ميشد، خود مقام معظم رهبري بود. رهبري که بارها اين سخن حکيمانه حضرت امام(ره) که "مجلس در راس امور است" را مورد تائيد و تاکيد قرار داده، چگونه حاضر است که بپذيرد مجلس به شاخه اي از دفتر رهبري درآمده باشد؟!
* * *
سخن ديگر آنکه همه آنهايي که خواسته يا ناخواسته سرانجام در برابر رهبري ايستادند از آنجايي آغازکرده بودند که مدعي شدند: «اين گونه نيست که بايد براي هر کاري از رهبري اجازه بگيريم»! اين جمله آنقدر بديهي است که گمان نميرود نياز به بيان آن بوده و کسي مخالف آن باشد. لذا تاکيد به اين عبارت حق، از وجود اراده باطلي در نزد گويندگان آن حکايت داردکه در لايههاي پنهاني آن عدم تبعيت از رهبري جامعه اسلامي نهفته است. کافي است در اين زمينه سخنان اولين نخست وزير و اولين رئيس جمهور کشورمان را مرور نماييد تا ببينيد چگونه تاکيد بر اين جمله بديهي! سرنوشتي بهتر از ايستادگي در برابر حضرت امام(ره) و عزل و طرد هميشگي از نزد ملت ايران را براي آنها رقم نزد!
* * *
از آقاي مطهري خواستار آنيم که سنجيده تر سخن گفته و از آنکه اظهارات ايشان باز هم زمينه خوشحالي رسانههاي بيگانه را فراهم آورده است از رهبري، ملت و نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي عذرخواهي کند.

